سيلويا آن هيولت / كورنل وست ( مترجم : معصومه محمدى )

26

جنگ عليه والدين ( فارسى )

فرزندش وارد مدرسه شد ، به ندرت وقتى مىيافت كه به امور شخصى خود برسد . اما من از صميم قلب اعتقاد دارم ، اين يك معامله پاياپاى واقعى به سود فرزندان او بوده است ؛ موفقيت شش فرزند مادر من بدون شك ريشه در اين واقعيت دارد كه او تمام توجه بىشائبه خويش را نثار آنان كرده بود . او به دنبال دستوركارهاى ديگر نبود . » ما با نگاه به گذشت زندگى خود ، چندين درس اساسى مىآموزيم . اكنون به محور بودن والدين ، هم پدر و هم مادر ، در پرورش انسانهاى باكفايت و دلسوز پىمىبريم . عشق دائمى و پايدار والدين ما اين فرصت را براى ما فراهم آورد تا هم مهارت‌هاى خود را توسعه دهيم و هم زمينه بالندگى روح خود را فراهم آوريم . اما بايد عميقاً اعتراف كنيم كه در دوران جديد ، والدين چقدر دشوارتر مىتوانند با اين انرژى هميشگى و پايدار كنار آيند . اين موضوع ما را به آن چه كه شايد مهم‌ترين بينش ما باشد ، رهنمون مىسازد : ما ، به عنوان يك جامعه ، اغلب توانايى درك اهميت محيط بيرونى را در شكل دادن به توانايى والدين براى ايفاى وظايف خود در قبال فرزندانشان ، نداريم . در دهه‌هاى 1950 و 1960 ، جامعه به شيوه‌هايى كاملًا عملى ، پشتيبان هنر و مهارت ايفاى نقش والدينى بود . دهه 1990 ( همچنان كه در فصلهاى بعدى كتاب خواهيم ديد ) كاملًا در جهت عكس است . دولت و ديگر نهادها به طور فزاينده‌اى برضد خانواده عمل مىكنند و فشارهاى خود را بر والدين چه از نظر اقتصادى و چه از نظر وقت‌گذارى ، به بالاترين اندازه مىرسانند . اين در حالى است كه رسانه‌ها نهايت سعى خود را